زخم کهنه

کوچه های ترديد را طی ميکنيم
ترسمان گزينه ترسمان است
به مدارا بسنده کرده ايم.

مار گزيده ايم،
و يک سوراخ ته حفره انديشه مان
قالب گرمای زمستان پنجاه وهفت
يخ ترديد های مشتمان در ترسيم فرداست


بهرهء وامی که خورده اند
خوردمان
ضمانت فردايمان چيست
سپرده بگذاريم.

/ 0 نظر / 3 بازدید